ماییم وموج سودا .شب تا به روز تنها /خواهی بیا ببخشای. خواهی بروجفا کن/

 ----------------------------------------------

 

دلهای بزرگ با احساسهای عمیق ،عشقهای پر شکوه و زیبا می افرینند. عشقهای که حضور

در کنار ان ارزوی وسوسه انگیزی است . اما کدامین معشوق تاب توانایی ان را دارد که از

پس چنین عشقی براید؟عشقی که در اسطوره ها خانه دارد و دراین دنیا حیران است و وامانده.

این دنیا با روح عاشقانه سازگاری ندارد . این دو از جنس هم نیستند . هر کدام دیگری را نفی

می کند.و تو هر دو را می خواهی . سفت و سخت به هردو چسبیده ایی…..

و تویی که می گفتی ان هنگام که عاشق در میانه ی راه معشوق را رها و به ناکجا مشغول

می شود گویی عشق ادعایی بیش نبوده و بس .وگرنه کوچ پرستوها هرگز منحرف نشود….

/ 6 نظر / 14 بازدید
یاد

سلام به نوشين عزيز و خوشحالم از دلتنگی پاييز که باعث شد کمی هارد را زير و رو کنم و به دوستای قديمی برسم.خوشحالم که باز هم می نويسی.لينک من و زندگی شده ياد.هيلا ديگر نيست ولی نوشتن هنوز محکمترين ارتباطم با زندگيه.خيلی خوشحال شدم که بعد از مدتها نوشته هايت را ديدم.تک تک پست ها را بايد با دقت بخوانم فعلا

شبنم

نوشين عزيزم خيلی خوشحالم که نوشته ی جديد می بينم . البته خودم هم خيلی دير رسيدم . می دونی . خيلی حس عجيبيه . ولی شايد تصميمت اين بود که تو هم پروانه شی . ياد در تکاپوی معنا افتادم . شاد باشی .

حامد

سلام..خوبه که بازم می نويسی..خوشحال شدم...بهتره به جای هر دو را خواستن کمی از اين و کمی از آن را بخواهيم ...

یاد

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

سورا

درود بر دوست من. می دانی دوست گاهی سر که بالا می کنی دسته پرندگانی می بينی که با هم در حرکتند و می يابی که کاش پرواز دسته جمعی بود الان فکر می کنم پرواز گر با عشق و مهر باشی دونفری ست و از دو نفر بيشتر که نمی شود گاه کمتر می شود! يعنی يک نفری می دانی کاش طوری ديگر بود... پرواز را می گويم...