دوران پارینه سنگی

ما ادمها و انسانها و بشرها و هر چیز دیگر که اسممون هست بسیار افراد و اشخاص و شخصیتهای جالب و شگفت انگیز و وحشتناکی هستیم که به عنوان زندگی اجتماعی از غارهای خود پائین امده و به دشتها پناه اوردیم و در کنار رودخانه ها ساکن شدیم تا در کنار اقوام بدوی خود به زندگی سراسر جمعی و پر نشاط که حاصل زندگی شهر نشینی هست ادامه دهیم و خود را اواره و در بدر کردیم به امید ارمان شهر ..... اما حالا که به دورو بر خود نگاهی می اندازیم می بینیم زندگی مان چندان توفیری با نیاکانمان که در اعماق غار ها زندگی میکردند ندارد ،گو انکه انها بسیار بهتر از ما زندگی می کردند . کمی بهتر به اطراف نگاه کنی انسانهای بدوی و بوشمن های زیادی را می بینی که همچنان به زندگی ما قبل تاریخی خود وفا دار مانده اند چرا که با گذشت قرنها از تاریخ بشریت هنوز اداب معاشرت و رفتار اجتماعی مناسب را فرا نگرفته اند و همچنان پیرو گذشتگان پشت کوهی خود به زندگی ادامه می دهند . نمی دانم در زمانهای قدیم وقتی  بشر اولیه از دست بشر اولیه ی دیگر ناراحت میشد ایا به دنبال تلافی بود یا نه ، ایا با پتک سنگی بر سرش می کوبید و یا نقاشی او را در ته غارش می کشید تا فردای ان روز با نیزه اش او را از پا در بیاورد .....نمی دانم به هر حال اصلا ولش کن .....

/ 5 نظر / 43 بازدید
حامد

نه حتا نقاشی دیگری رو هم نمی کشید ... انگار اونا دریا دل تر بودند تا ما ...بیشتر آدما درگیر خودخواهی و حماقت خودشون هستند و توی دنیای کوچیک خودشون زندانی شدن...

سورا

دوست خوبم فکر کنم که این دوره غارنشینی هیچ گاه تغییر نکند انچه تمدن می نامیم تنها اندکی را متاثر کرده است. اما ان راه حل چماق کوبیدن بر سر دیگرانی که ناراحتت کردند را خیلی دوست داشتم. تجسمت تو پوششی از پوست حیوانات و یک چماق در دست دنبال آنها دویدن خیلی باحال است...نه؟ / زندگیت را بکن و از خودت لبریز باش.شاد باشی.

حامد

از پشت بوم چیزی نمی دونم چون آپارتمان نشین بودیم تو کودکی و اگه توی شعر آوردمش به دلیل حسرته...اما بادبادک رو کاملن می فهمم ...

شبنم

سورا راست می گه ها [نیشخند] چه باحال می شی در این تصور [نیشخند] و راستی تبریکات صمیمانه [لبخند][قلب]